• سایت شخصی میلاد عرفان پور
  • سایت شخصی میلاد عرفان پور

ماه بر شبگریه های دشت می تابید
آن پریده رنگ، آن حیرانی کامل

دیدمش با شانه هایی خسته و ویران
ایستاده مرد کُرد چارشانه 
بر مزار خانه هایی کاهگل

با سلامی گفتمش آیا کسی 
آیا عزیزی از شما مانده ست در آوار؟

گفت و با خونابه ی دل گفت:
آری مانده؛ آری رفت از این  آبادیِ ویران، دو تن، تنها
گفتمش آیا 
بود از اهل و عیالت نیز؟

گفت و با خونابه ی دل گفت:
هر دو نورچشم های من 
پسرهای خودم بودند
جای بازی در تمام کودکی
در تمام دشت های سرپل و گیلان غرب و قصر
با من همقدم بودند
گرم چوپانی
اینچنین با آخرین مشق شب خود  تا سحر رفتند
آن پسرهای دبستانی 

 

 ۲۵آبان۹۶/ کرمانشاه
پی نوشت: این شعر برگرفته از مشاهده و گفتگوی برادر عزیزم محمدرضا وحیدزاده با یکی از زلزله زدگان روستاهای سرپل سروده شده است.
#زلزله_کرمانشاه #زلزله_زدگان #زلزله_غرب #زلزله_سرپل_ذهاب #شعر #نیمایی

رباعی

ای کُنج لب تو خال هندوی سیاه
چشمان تو زیر تیغ ابروی سیاه

من بخت سیاه دارم و موی سپید
تو بخت سپید داری و موی سیاه


این رود که از جوش و خروشش سخن است
یک عمر نفهمید که دریا کفن است

ماییم که مشتاق صعودیم ای کوه!
تنها هنر رود، فرود آمدن است


ما سینه زدیم بی صدا باریدند
از هر چه که دم زدیم، آنها دیدند

ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند...


خود را که به خلوتی رساند خورشید
از داغ، دلش را بتکاند خورشید

گفتیم غروب کرده، اما انگار
رفته است نماز شب بخواند خورشید

کتاب های میلاد عرفان پور

کانال میلاد عرفان پور

کانال تلگرامی میلاد عرفان پور

اینستاگرام میلاد عرفان پور

صفحه میلاد عرفان پور در اینستاگرام

میلاد عرفان پور کیست

بیوگرافی میلاد عرفان پور