خون...سرفه ی خشک...درد...بیمارستان آیینه ای از نبرد...بیمارستان ناگاه صدای شیون شیرزنی یک خط کشیده...مرد...بیمارستان
آنم که طلسم بخت را می شکند می غرّد و کوه سخت را می شکند حاشا که به زخم های خود سجده کنم سجده کمر درخت را می شکند
برخیز که راه رفته را برگردیم با عشق به آغوش خدا برگردیم در عرش، صدای« اِرجعی» پیچیده است یا ایّتها النَّفس! بیا برگردیم
یک رباعی، یک خاطره با #محمدمهدی_سیار جایی رفته بودیم، وقتی خواستیم برگردیم دیدیم ماشین مرا جرثقیل برده است. در همین حال عزیز معتادی رد شد و با لحن خاصش پرسید: «آتیش داری؟» این رباعیام در همان لحظات خلق شد: پرسید از من رهگذر : آتش داری؟ گفتم دلم آتش است، آری آری آنگونه که تا روز ابد میسوزی از آن سر سوزنی اگر برداری . #میلاد_عرفان_پور #شمعدانی_ها #کتاب_شمعدانی_ها #سیگار #رباعی #خاطره_سرایش
کانال تلگرامی میلاد عرفان پور
صفحه میلاد عرفان پور در اینستاگرام
بیوگرافی میلاد عرفان پور